|
بسم الله الرحمن الرحیم سلام من مقدسم کامپیوترم هنوزایرادداره حالا اومدم به مناسبت میلاد امام علی (ع) وروز پدر آپ کنم وباعکسایی توپ درخدمتتونم . به قول رضا گلزار از روز ازل که حق خدایی می کرد بانام علی گره گشایی می کرد ازنرگس عزیزم بی نهایت ممنونم که زحمت وبلاگ رو کشیده واین همه آپ های خوشگل خوشگل میزاره دستت درد نکنه منیژه جون ولیلا جونم هم که اینشاالله درکنکورموفق شده باشند. شمایی که می خواید ماازرضا گلزار طرفداری نکنیم این حرفا واسه ماعادی شده ماازرضا حمایت می کنیم قصدماچیزی جز حمایت مهم هم نیست شما باور کنی اون خدایی که باید باور کنه خودش می دونه ... روز پدر رو به داداش رضای گل وبردیا وپدرشون تبریک می گم وهمچنین به خونوادشون وتولد امام علی (ع)رو هم بهشون تبریک می گم. روز پدر وتولد امام (ع) به تموم هموطنام تبریک می گم دست علی یارتون خدا نگهدارتون...
زارش بسم الله الرحمن الرحیم دوستان عزیز با ادامه ی گزارش هتل المپیک ومصاحبه ی بردیا ورضا گلزار عزیز در خدمتتون هستیم.تمامی این مطالب از وبلاگ خواهران همیشگی محمدرضا گلزار گرفته ئشده که همین جاهم از مدیریت وبلاگ خواهران تشکر وقدردانی میکنم. بسیار مصاحبه ی جالبی هستش وشما رو دعوت میکنم که حتما بخونید.... شهرياري : در خدمت برديا گلزار هستيم برادر رضاي عزيز درود بر شما... خوب برديا جان اين مجموعه اي كه افتتاح شده الان توسط شما اداره مي شه يا رضا هم به شما سر مي زنه؟... بفرماييد برديا: اول از همه سلام عرض مي كنم خدمت دوستان خوبمون خيلي خوشحالم كه در خدمتتون هستيم. اين مجموعه اي كه گفته شد در اصل مديريت اصليش با آقاي گلزار هستش ما هم در كنار ايشون افتخار داريم كه همكاري كنيم با ايشون شهرياري : دروغ گفت؟(با خنده) رابطه تون چقدر با هم صميميه؟ برديا: مشخصه ديگه هر كجا كه مي ريم با هم مي ريم. شهرياري: چقدر اين رابطه صميميه يعني چقدرمسائل شخصيشو مي ياد به رضاي عزيز مي گه و... *رضا گلزار: خودتون چي فكر مي كنيد؟ شهرياري : من فكر كنم بهت بگه... *رضاگلزار: درسته.... درود برشما شهرياري: خيله خوب... شما الان چند سالتونه قربان؟ برديا : 24 سال شهرياري:24 سال... بعد چند سال اختلاف سن داريد؟ برديا: 8سال شهرياري: 8سال... قربان پس سن شما هم لو رفت.همين... من خيلي دوست داشتم بدونيم ... در هيچ مصاحبه اي ما از خود آقاي گلزار نشنيديم. در تمام مصاحبه هايي كه با آقاي گلزارمن و همكارانم در مطبوعات انجام دادن گفته بودن اول فروردين... ديگه حالا 8 با 24 مي شه 32... *رضاگلزار: برادر من فكر كرده تست هوشه هر چي ازش مي پرسن تند تند بايد جواب بده ... در ضمن اينكه 8 سال حالا كي گفت من بزرگترم؟ 8 سال اختلاف سني داريم با هم ... خواهش ميكنم... اجازه مي ديد برديا بشينه؟(شليك خنده تماشاگران) مي گم چرا حسام داداششو هيچوقت نمي ياره...متوجه شدم... خيلي ممنون شهرياري:يك سوال ديگه بپرسم برديا جان رضاي عزيز ما آدم دست و دل بازيه؟ هر موقع پول احتاج داري ازش مي گيري يا نه؟ برديا: واقعش جيب من و رضا نداره كه... هميشه جيب ما يكي بوده *رضاگلزار:هر چي لازم داره از جيب من بر مي داره بعد مي گه جيب منو رضا نداره شهرياري: اهل مهماني خانوادگي شما دو تا هستين يا نه؟ يعني در جمع هاي فاميلي حاضر مي شيد يا كلاس مي ذاريد براشون؟ برديا: كلاس كه ... رضا اگه سر كار نباشه مي ره منم اگه كاري نداشته باشم شركت مي كنم. شهرياري: بين اعضاي فاميل خونه كدوميكي بيشتر به شما مي چسبه؟توي مهمونيهاي فاميلي *رضاگلزار: منزل خواهر و برادرم شهرياري: بين عمه و دايي و خاله و اينا چي؟ *رضاگلزار: م م م... منزل داييم شهرياري: دايي؟ درود بر شما ... تند تند جواب مي ده كه يعني ولش كن ديگه بسه...خيله خوب به افتخار بردياي عزيز يه دست حسابي بزنيد كه تشريف ببرن بشينن... قربان كلام آخر رو هم بفرماييد هر چي خودتون دوست داريد. *رضاگلزار:تشكر مي كنم از شركت چي توز برگزار كننده اين مراسم...خيلي هم ممنون لطف كرديد لطفتون هميشه شامل حال منه انشاالله بتونم با ارائه كارهاي بهتر بخشي از لطف و محبت هاتونو جبران كنم. شهرياري: درود بر شما... چند ساله با آقاي يغمايي در چي توز آشنا هستيد؟ *رضاگلزار: فكر مي كنم بين 2 تا 3 سال هست. شهرياري:از محصولات چي توز كدومشو بيشتر دوست داريد؟ *رضاگلزار: همه شودوست دارم. شهرياري: همه رو دوست دارين؟ *رضاگلزار: بله شهرياري: بله.. درود بر شما... چند تا سوال رانندگي هم آقاي خراساني نيا گفتند بپرسم. چند سالگي گواهي نامه گرفتيد؟ *رضاگلزار: من 18 سالم بود كه گواهينامه گرفتم. شهرياري:از چند سالگي رانندگي مي كردي؟ *رضاگلزار: از همون 18 سالگي شهرياري: يعني قبلش رانندگي نمي كردي؟ *رضاگلزار: خير شهرياري:اصلا؟ *رضاگلزار:خير شهرياري: خوب بفرماييد كه اصولا به رانندگي علاقه دارين يا نه؟ *رضاگلزار:بله شهرياري: يا دوست دارين كه سر فيلمبرداري كه هستين بيان دنبالتون؟
*رضاگلزار: نه خيلي علاقمندم شهرياري:خودتون علاقه دارين به رانندگي ...بعد بفرماييد كه مقررات راهنمايي رانندگي رو رعايت مي كنين؟ *رضاگلزار: سعي خودمو مي كنم شهرياري:تا حالا از چراغ قرمز رد شدين يا نه؟ *رضاگلزار: بله شهرياري: چند بار قربان؟ *رضاگلزار: چند بار... شهرياري:گفتند بپرسيد كه در مسابقات اتومبيل راني تا حالا شركت كردين؟ *رضاگلزار: خير ولي تصميم به شركت دارم شهرياري:كي انشاالله؟ *رضاگلزار:انشاالله زماني كه من وقت داشته باشم. شهرياري: يعني توي چهارمين دوره ممكنه شركت كنين ؟ *رضاگلزار: حالا چون چهارمين دوره هم هست شايد. شهرياري:تصادف سنگين تا حالا داشتين يا نه ؟ *رضاگلزار: بله يك مرتبه شهرياري:چقدر خسارت به ماشينتون وارد شد؟ *رضاگلزار: خيلي، يادمه سال( بگم باز قضيه 8 ساله!)77 بود من با ماشين زدم به يه ماشين ديگه اون ماشين منحرف شد خورد به يه عزيز افغاني كه ايشونم يه مدتي بيمارستان بودن اما مقصر هم من بودم هم اون ماشين من از چشمك زن قرمز رد كردم اون از چشمك زن نارنجي شهرياري: بعد حالش چطور شد؟ خوب شد؟ *رضاگلزار: بله خدا رو شكر شهرياري: خوب خدا رو شكر...بعد بفر ماييد كه معمولا وقتي كه پشت فرمون هستي ويه عده اي مي خوان با موبايلاشون عكس بگيرن آيا عصباني مي شيد يا نه؟ *رضاگلزار:موقع رانندگي؟ شهرياري:آره اينايي كه از كنارت رد مي شن و عكس مي گيرن؟ *رضاگلزار: نه، مردم رو خيلي دوست دارم شهرياري:هيچوقت عصباني نشدي؟ *رضاگلزار: تا اونجايي كه در توانم باشه شهرياري:هيچوقت عملكرد شما رو در رانندگي به هم نريختن اينا؟ *رضاگلزار: خير شهرياري:خيله خوب درود بر شما(رو به حضار) سوال ديگه اي داريد؟...جان؟... *رضاگلزار: عرض كردم كه يك دفعه فقط يه خانوم نزديك40 ساله ، من ديدم كه اين ماشين پشت سر من بوق مي زنه من توجه نكردم اين خانوم اومد به شدت پيچيد و زد به ماشين من شهرياري:خوب؟ *رضاگلزار:(با اشاره توبيخ آميز انگشت)گفت اين دفعه آخرت باشه، وقتي ماشين بوق مي زنه حواستو جمع كن كه وايستي!!! و خيلي هم ناراحت بود از اين اتفاق و مقصر تصادف هم ايشون شناخته شد. شهرياري:خوب الان يه لحظه اسم يك دوبلور بسيار گرانقدر كشورمون يادم رفت ام م م... *رضاگلزار: آقاي خسروشاهي؟ شهرياري:آقاي خسرو شاهي آفرين . اين واقعيته ها ...آقاي خسرو شاهي تعريف مي كرد مي گفت يه بار تصادف كردم اومدم پايين گفتم :"نه چيزي نشده"(با همان لحن آلن دلوني معروف) گفت:پدر---- ميزني به ماشين مردم اداي هنرپيشه هارم در مياري؟ حالا قربان خيلي ها دلشون مي خواد بزنن به شما *رضاگلزار: (گفتگو بدون ميكروفون) شهرياري: مي گن خيلي ها هم زدن!!!! خوب جناب آقاي گلزار اجازه بفرماييد كه نفرات برگزيده رو اعلام بكنم كه كاپشونو از شما بگيرن.
بسم الله النور النور دوستان گلم سلام. این اپی که میکنم توسط نماینده ی گروه خواهران گلزار گرفته شده که همین جا ازشون تشکر میکنیم. پرسش وپاسخی بوده بین محمود شهریاری ومحمد رضا گلزار عزیز. تمام این گزارش از وبلاگ خودشون خواهران گلزار گرفته شده که میتونید اونجا گزارش کامل رو بخونید. باتشکر از منیژه رحمانی واعضا ونمایندگان گروه موفق خواهران گلزار. ««گزارش مراسم اهدای جوایز به برندگان مسابقات رالی ««مکان اجرای مراسم:"هتل المپیک" واقع دربزرگراه تهران - کرج،ورودی غربی استادیوم آزادی ««زمان برگزاری مراسم:سه شنبه ۴/۴/۸۷ ساعت ۱۷:۰۰ الی ۱۹:۳۰ ««با حضور محمدرضا گلزار، امین حیایی، حسام نواب صفوی محمدرضا گلزار_شهریاری - سلام عرض مي كنم خدمت شما عزيزان خيلي خوشحال هستم كه امروز در خدمت شما هستم خيلي ممنون. درود برشما گفتند از آقاي گلزار بپرسيد كه مشخصات اخلاقي فروردين ماهيها چيست؟ - جذاب و دوست داشتني، كدومشو بگم آخه؟ غد و بداخلاق و... فروردين ماهيها با متولدين چه ماهي جورن؟- وا للا من نمي دونم دقيقا ولي... اونايي كه باهاتون جور بودن چه ماهي بودن؟-من مي رما.... نه خواهش مي كنم.- توي شب شيشه اي هم گفتم از اين حرفا بزنين مي رما...من متولدين ماه تير رو خيلي دوست دارم چون عددش عدد 4 هست.امروز هم روز چهار چهاره و من خيلي بيشتر خوشحالم كه در خدمتتونم ...فكر مي كنم با متولدين ماه تير. اون عدد 4 رو به خاطر چي گفتين؟- چون از سالهاي قبل يه عدد خوش يمني برام بوده و اتفاقهاي مهمي كه توي زندگيم برام افتاده يه ارتباطي با عدد 4 داشته يا روز چهارشنبه بوده يا در روز چهارم بوده. ملاقات شما با ايرج قادري هم در روز چهارم بوده؟- خير چجوري بود اون روز؟ تعريف بفرماييد لطفا براي ما - من با آقاي قادري روز پنجم فروردين سال 79 در شمال بودم كه از ايشون براي روز نوزدهم دعوت كردم كه به كنسرت گروهمون تشريف بيارن. ايشون هم پذيرفتند و از من خواستند كه در فيلم سام و نرگس كه اولين فيلم من هستش بازي كنم كه الان هم در خدمت شمام. چند خواهر و برادريد؟- ما كلا 4 تا فرزند هستيم 3 برادر 1 خواهر خواهر و برادر بزرگ من ازدواج كردن من و برديا برادر كوچيكم در خدمت شما هستيم(با حركت سر و دست به برديا كه در جمع بود اشاره كردند) مي گن كه برادرتون استقلالين؟خودتونم استقلالين؟- من بله ديگه(تشويق تماشاگران) قربان بعد گفتند بپرسيم چي باعث اين موضوع شد؟ اثر رفيق بد بوده كه استقلالي شدين؟(فرياد و خنده تماشا چيان)- البته من در اصل طرفدار تيم مليم و ايران عزيزمون انشالله بتونه كه... خودتم مي دوني قرمز يه چيز ديگه است(فرياد تشويق و سوت و كف تماشاگران بلند مي شود)- از اون پيرهن آبي كه تنتون كردين كاملا معلومه آبي در جهان واقع وجود نداره خودتم مي دوني هيچ حيواني به رنگ آبي نمي شه در طبيعت شما مثالي داريد؟- من اگه ازپس سوالهاي شما بربيام خيلي خوب مي شه نه اگه مثالي داريد براي رنگ آبي در طبيعت نام ببريد.- چيزي به فكرم نمي رسه ديديد عرض كردم حيواني به رنگ آبي در طبيعت وجود نداره.از آريان چه خبر؟ آيا باهاشون در ارتباط هستيد يا نه؟ كنسرتشون رفتيد ؟- من متاسفانه سر فيلمبرداري بودم اصفهان بودم موفقيتشونو تبريك مي گم باهاشونم در ارتباطم خيلي هم خوشحالم. پس در ارتباط هستيد؟-بله چرا با هرام بيضايي و مسعود كيميايي كه قرار بود كار كنيد كار نكرديد؟- خوب اين سوالا خيلي مفصله جواباش حالا يه مختصري بيان كنيد- در مورد كار آقاي كيميايي من تحت قرارداد يك شركت تبليغاتي بودم با مو ي بلند براي همين نمي تونستم موهمو كوتاه كنم، نقشش سرباز بود.در مورد كار آقاي مهرجويي قرار بود من ريش داشته باشم و نقش معتادي رو بازي كنم... مهمان مامان؟- بله، به دليل حضور در فيلم كما متأسفانه براي اون نقش ريش رو بايد مي زديم واون عزيزي كه كار كستينگ رو انجام مي دادن از اين فرصت استفاده كردن و عوامل خودشونو جايگزين من كردن طبق معمول! شنيدم آقاي مهرجويي هم در جريان نبوده؟- بله، آقاي مهرجويي هم اول در جريان نبودند آقاي پيروز فر هم نقش منو بازي كردند كه بسيار عالي بازي كردن... در مورد كار آقاي بيضايي هم حدود 200 نف بازيگر رو تست گرفتند براي اون نقشي كه قرار بود من بازي كنم خيلي هم خوشحال بودم كه اين اتفاق داره مي افته متاسفانه به خاطر مشكلاتي كه بين تهيه كننده وكارگردان اتفاق افتاد كلا ساخت اين فيلم منتفي شد. روزانه شما وقتي سر فيلمبرداري نيستيد چيكار مي كنيد؟- سر فيلمبرداري كه نباشم من يه مجموعه اي رو راه اندازي كردم كه براي آقايونه بيشتر در گير كار اون هستم اونوقت چيكار مي كنيد با آقايون توي اين مجموعه؟- (با خنده) مربوطه به سولاريوم، ماساژ، آرايشگاه ،عكاسي،آتليه،... من به شما تبريك عرض مي كنم آدرسشم مي خوام... كجاست قربان؟- توي خيابون يخچال، شريعتي حق آگهي ما رو هم در نظر بگيريد-(خنده) صميمي ترين دوستانتون چه كساني هستند؟(از بين هنرمندان كه ما هم بشناسيم _صميمي ترين دوستام ..آهان از بين هنرمندا...بله همونطور كه آقاي حيايي فرمودند امين حيايي،آقاي نواب صفوي(خيلي هم ناراحت شدن الان!!!)و بقيه هنرمندان... اتومبيلتون چي هست؟ - بي ام و مشكي دارم چه مدليه قربان؟ - مدل 630 هست گرانترين هديه اي كه گرفتين در كجا وي كي بوده؟ (از كي بوده رو نمي خوايم راحت باش)- من كه يادم نمي ياد اگه اجازه بدين ... كدام رو ز هفته رو بيشتر دوست دارين؟- چهارشنبه به خاطر همون عدد 4 - بله به خاطر چه چيزهايي در زندگيتون شكرگزاريد؟- به خاطر سايه پدر مادرم كه همچنان بالاي سرمند برادر عزيزم برديا و لطف خدا كه هميشه شامل حالمه شهر مورد علاقه تون ؟- تهران چرا تهران؟- براي اينكه همينجا به دنيا اومدم و زادگاهمه براي مسافرت دوست داريد كجا بريد؟- اصفهان چرا اصفهان ؟- براي اينكه بسيار مردم مهمان نوازي داره... بعدش شيراز ... بعدش شهرهاي ديگه منتظر ادامه ی گزارش باشید..... مقدسه نرگس محمدرضا گلزار عزیز دیروز ساعت ۵ بعدازظهر برای اهدا جوائز مسابقه رالی در هتل المپیک واقع در ضلع جنوبی ورزشگاه ازادی حضوریافت که عکسی که براتون گذاشتیم از وبلاگ خودشون گرفته شده برای دیدن گزارش این دیدار به وبلاگ خواهران همیشگی محمدرضا گلزار مراجعه کنید منتظر خبرهای بعدی ما باشید
اي زهره ي زهراي ما انسيه ي حوراي ما صديقه ي كبراي ما اي ماه بي هم تاي ما يافاطــــــمه بهرخداكن حاجت ماراروا درآسمان منصوره اي اندرزمين مسعوده اي نزدخدا محبوبه اي اي عصمت توكيميا يافاطـــــــمه بهرخداكن حاجت ماراروا تودخترپيغمبري باشاهمردم همسري بريازده مه مادري يافاطــــــمه بهرخداكن حاجت ماراروا برجمع زنها سروري ازجمله عالم بهتري ازحوروحين بالاتري شدخاك راهت توتيا يافاطـــــــمه بهرخداكن حاجت ماراروا اي دخت ختم انبيا دراين سراوآنسرا كن دستگيري توزما ازتوست اميدوعطا يافاطـــــــمه بهر خداكن حاجت ماراروا بازوي و روي تو كبود برتوجفاشدبي حدود بردردهاي مافزود قبرت شده مخفي چرا يافاطـــــــمه بهرخداكن حاجت ماراروا این چند هفته ای که من ومقدسه جون نبودیم با نظرات ولطفهای خواهرانه تون مارو شرمنده کردید.!!!! این اپ رو به عنوان سورپرایز وبه مناسبت تموم شدن امتحانات وبه افتخار مقدسه ی مهربونم کردم.امیدوارم که خوشش بیاد وهمین طور شما عزیزان. دیگه از این به بعد هر هفته سعی میکنیم وبلاگ رو به روز کنیم. جا داره اینجا از دوستان گلمون....مثل منیژه ی نازنین.خودمقدسه جون.شبی یا شبنم گلم. مهشید محمدی عزیز ودوست داشتنی.سحر مختاری عزیز که تازگی ها موفق شده رضا گلزار رو ببینه وبهش تبریک میگیم.و...بقیه ی دوستان.....در وبلاگ هایی که اطلاع رسانی دقیق میکنند از اقای گلزار وکارهاشون همین طور تشکر میکنیم.موفق باشید. حرف دیگه ای ندارم. برید واپ رو ببینید. من وتو ناتمامیم... بیا واین دلم را/دوباره شاپرک کن/برای دوست ماندن/به من کمی کمک کن بیا برای بودن/شبیه هم نباشیم/وروی لحظه هامان/بهار رابپاشیم/ ببین چه شعر شادی/برای *ما*سرودم/فقط برای اینکه/به فکر من نبودم تکان بخور که دیر است/من وتو ناتمامیم/برای هرچه صبح است/ من وتو یک سلامیم/بیا که دوست باشیم/همیشه تازه ونو/تو از تولد من/ من از تولد تو/............................. امیدوارم که خوشتون اومده باشه..... ابجی مقدسه!شما چه طور؟.............قشنگ بود؟ این اپ یه استارتی بود برای شروع.......
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان گلم سلام. این شعر رو به همتون تقدیم میکنم. ویه خبر مهم ... ۱.دوستان اتفاقات خوبی افتاده که .....نه ...نمیگم....برید به بلاگ طرفداران اصیل تا ببینید که چی شده.... رضا گلزار از ۲۱ همین ماه در اریکه ی ایرانیان کنسرت دارن برای اطلاع بیشتر........برید به پاتوق طرفداران اصیل.....اوکی؟ یا علی...... راستی دعا یادتون نره....... امتحان ....... درس....... سرنوشت......
منو انتظار و كابوس تنهايي من و حس اينكه هر لحظه اينجايي دارم آينه ها رو گم مي كنم كم كم تو رو هر طرف رو مي كنم مي بينم نگو از تو چشمام چيزي نمي خوني تو كه لحظه لحظه حالم رو ميدوني |